به بهانه گشتن تو خاطره هام:
خاطره را می شودزنده نگه داشت،فراموش کرديا قابش کردوتوی صندوقش گذاشت.
اولی را زنده ها بيشترميکنند،اهالی زندگی تجديدميکنندوتازه ميکنندتمام تجربه هاشان را بنابراين نه برايشان قديمی و گذشته می شود که فراموشش کنند(مثل دومی ها)ونه بايگانيش می کنند چون حاظروجاری است.
دومی رافراموشکاران،ترسوهاوتنبلها پيش ميگيرند .ازبی حافظگی،ترس ازنگهداری يادفاع يازحمت تجديدوحتی به خاطرآوری.ياازبی انصافی.
سومی ها را آنها که اينقدرانصاف دارند که محکوم نکنند،آنها که آنقدرشجاعت و شهامت دارند که خاطره هارا پاک نکنند،آنها که آنقدرزنده اند که بخواهند که خاطرات هم زنده بمانند،آنها که آنقدرزحمت می کشند که خاطره ای را به يادآورند.خيلی ازقديميها اينجوری اند خيلی از پدرمادرها،خيلی اززندانی ها و خيلی ازدورافتاده های تبعيدی.همه اينها همه چيزرادرخاطرات و گذشته شان جستجو می کنندوناتوانندازدوباره آفرينی و تجديدآنهاوادامه دادنش و به صندوقچه ها می سپارندشان.صندوقخانه ای درپستو،درگنجه،يا درسينه.
می خواهم آرمانها وبرنامه ها،آرزوها وتخيلات کودکی را همه بياورم جزوخاطرات،چون ازماندنی ترينهای گذشته هرکس هستند.جزوآنهايی که به شدت و بی رحمانه مورد حمله قرار می گيرندوجزوآنهايی که به خاطرصداقت،پاکی و بی آلايشی به شدت بدون محافظ هستندوبدون قدرت مقاومت درمقابل نيروهای زيادحمله،يعنی:شکست!وشکست بهترين وپاکترين ومهمترين درونيات انسان يعنی بدترين وزشت ترين وسياه ترين لحظات انسان که برای جلوگيزی از وقوعش تلاش می کنندو پناه به صندوق خانه هاراتحت آن شرايط برمی گزينند.
آرزوی ماندن وزنده ماندن خاطرات،آرزوی فراموش نشدن خاطرات،آرزوی حمله نکردن به خاطرات،آرزوی نشکستن،خودش خيلی زودخاطره می شود!خاطره ای که همه حالات فوق می تواندبرايش اتفاق بيفتد.
مکررمی شود داستان و خاطرات،آرزوها وداوری ها.
/ 2 نظر / 5 بازدید
سپيده

هر وقت واژهء خاطره رو می بينم ياد اين تکه از اشعار مهدی سهيلی می افتم که بچگيام گوش می دادم: زندگی دفتری از خاطره هاست. خاطراتی شيرين. خاطراتی مغشوش. خاطراتی که زتلخی رگ جان می گسلد...

شايان

مرسی از اين نکته. دقيقا کی ترکيه بودين شيرين خانوم؟اطلاعات ديگه ای هم دارين؟مرسی به هر حال