از وبلاگ سایه : 

“جادوی نوشتن” صدها آدم دوست‌داشتنی را همین طوری آورده به زندگی من…
همین جادویی که غول خفته را بیدار می‌کند. غول که از درون تو می‌آید بیرون، دیگر هیچ‌وقت برنمی‌گردد سر جایش… مهم نیست که نویسنده‌ی مهمی بشوی یا نشوی. مهم نیست حتی که خوانده نشوی. مهم بیدار شدن غول است و جان دادن به آن همه کلمه و تصویر بخشیدن به آن همه خیال…

چرا می‌نویسم؟ انگار بپرسی چرا این‌قدر بلند می‌خندم؟ چرا عاشق شنا کردنم؟ چرا چشمم که به خورشید می‌افتد گل از گلم می‌شکفد؟

/ 0 نظر / 12 بازدید