چند عدد، نه فقط روي کاغذ!

شادي صدر:اعداد و محاسبات هميشه خسته‌کننده و ملال آورند اما گاهي کنار هم گذاشتن برخي اعدادي که ظاهرا هيچ ربطي به هم ندارند نتايجي تفکر برانگيز به بار مي‌آورد. دفتر امور بانوان وزارت کشور اخيرا اعلام کرده که تنها در سال 1385، 6هزار و 698كارگاه آموزشي، يك هزار و 62مورد تبليغات رسانه‌اي، 330مورد برگزاري همايش يا نشست و سخنراني، 265مورد بروشور، 199جلسه برنامه‌ريزي، 110ميزگرد و جلسه پرسش و پاسخ، 105طرح تحقيقاتي و مطالعاتي پيشنهادي‌، 77مورد طرح مطالعاتي، 19نمايشگاه، 14جشنواره، 10مورد فراخوان طراحي لباس و انتشار 7نشريه و 6كتاب در تمام کشور درباره حجاب و عفاف را سازماندهي کرده است.(1)

 در همان روز خبر ديگري روي خروجي خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران منتشر شد که مي‌گفت: «5/8 درصد زنان باردار در سنندج تحت خشونت فيزيکي شوهران خود قرار دارند.»(2)

و البته نمي‌توانيم فراموش کنيم آمارهاي تحقيق ملي بررسي خشونت خانگي عليه زنان را که بالاخره در مهرماه 83 پس از ماه‌ها محرمانه ماندن و محرمانه اعلام‌شدن منتشر شد و نشان داد که زنان در 66 درصد خانواده‌هاي ايراني خشونت را تجربه کرده‌اند و در 30 درصد خانواده‌ها خشونت حاد و مستمر فيزيکي وجود دارد.(3)

با يک محاسبه سرانگشتي براساس تعداد کل اعلام شده خانواده‌هاي ايراني، اگر فقط يک زن در هر خانواده تحت خشونت باشد (که قطعا در بسياري از موارد بيش از يک نفر در خانواده قرباني خشونت است و بچه‌ها به خصوص دختران هم از اين موضوع سهمي ويژه دارند)، حداقل 5 ميليون و 250 هزار زن ايراني با بحران خشونت فيزيکي دائمي به شکلي هر روزه روبه رو هستند.

 سئوالات مقدري که با خواندن اين اعداد که پشت سر هم رديف شده‌اند مطرح مي‌شود اينهاست: چه کسي براي زنان و بودجه‌هايي که به آنها اختصاص داده شده است تصميم مي‌گيرد؟ چه کسي بر نحوه مصرف بودجه‌هاي دولتي نظارت مي‌کند؟ جايگاه نظارتي زنان بر بودجه‌هايي که به نام آنها نوشته مي‌شود کجاست؟

 چه کسي با چه ديدگاه و ايدئولوژي، اولويت‌ها را براي مصرف بودجه‌هاي دولتي که متعلق به همه مردم ايران است تعيين مي‌کند؟ بين پاسخگويي به خواست و مشکلات واقعي مردم که به آساني از درون آمارهاي رسمي منعکس مي‌شود و اعمال ايدئولوژي که بر ذهن و پيشينه گروه سياسي که به حکومت رسيده اند حاکم است، کدام يک اولويت دارد؟

 در واقع مساله به شکلي ساده و سرراست اين است: در حالي که بيش از 5 ميليون زن ايراني با مساله خشونت خانگي دست و پنجه نرم مي‌کنند، دفتر امور بانوان وزارت کشور به عنوان مهمترين تشکيلات سراسري دولتي زنان، بيشتر از 6 هزار کارگاه آموزشي براي ترويج فرهنگ عفاف و حجاب برگزار مي‌کند در حالي که هيچ خبري از برگزاري کارگاه‌هاي آموزشي براي ترويج فرهنگ بي خشونتي و صلح در خانواده‌ها يا انتشار بروشور، کتاب و تبليغات درباره راه‌هاي کاهش خشونت خانگي نيست، جلسه‌اي هم برگزار نمي‌شود که در آن براي محو خشونت عليه زنان برنامه ريزي شود، ميزگردها و همايش‌ها و سخنراني‌ها هم تريبون‌هايي است براي بحث پيرامون «آنچه ما مهم مي‌پنداريم» و البته هيچ‌يک از زنان عادي که کتک خوردن و تحقير شدن جزيي از زندگي روزانه شان است، خبر ندارند خرج کل اين اقدامات چقدر بوده و البته صدايي هم ندارند که اعتراض خود را نسبت به آنچه بر آنان مي‌رود بازگويند. اشتباه نکنيد، صحبت از تبعيض‌هاي بيشماري نيست که در قانون برعليه زنان وجود دارد، صحبت از ازدواج اجباري و نداشتن حق طلاق نيست که مناقشه و بحث راه بيفتد.

صحبت از بيشتر از پنج ميليون زني است که کتک مي‌خورند و مسوولاني که به راحتي از کنار آن مي‌گذرند براي اينکه نمي‌توانند بي عملي خود را با اين توجيه کنند که اعتراض به خشونت عليه زنان، غير شرعي است و تلاش در جهت رفع آن مخل امنيت ملي. ناديده گرفتن مساله‌اي تا به اين حد بحراني تنها وقتي ممکن است که به هر قيمتي که شده بخواهيم در اين خانه تاريک، آن بخشي از بدن فيل را ببينيم که «مي‌خواهيم».

داغترين روزهاي برخورد خياباني نيروي انتظامي با زنان در قالب «طرح مبارزه با بدحجابي» سپري شده است اما اگر پليس، برخورد خود را مستند کرده بود به نتايج يک نظرخواهي، که با آن مشروعيت مردمي کسب کند، ميليون‌ها ميليون تومان بودجه زنان، بي آنکه از آنان نظري خواسته شود صرف نمي شد و هيچ‌کس اين خشونت پنهان و هر روزه را نه مي‌ديد و نه مي خواست ببيند.

پانوشتها:

1. دفتربانوان وزارت ‌كشور عملكرد سال ??خود درخصوص ‌عفاف و حجاب را تشريح كرد، ايرنا، 27/3/86
2. ?/?درصد از زنان باردار سنندج مورد خشونت فيزيكي همسران قرار مي‌گيرند، ايرنا، 27/3/86
3. نتايج طرح ملي «بررسي خشونت خانگي عليه زنان در 28 استان» اعلام شد ، ايسنا، 18/7/83

/ 1 نظر / 2 بازدید