ملت فرار

ما ملتی هستيم کاملاً آماده براي فرار و پا به فرار.اين ويژگی در همهء انواع مان وجود دارد: راحت طلبهاي مرفه تازه به دوران رسيده،براي اينکه فيس افاده شان ماندن و عقب ماندن از افاده مد روز را تاب نمی اورد به دوران می افتند و می روند آنجا که راحترند. آنجا همانجای ايست که گم ميشوند.دهاتيهاي محروم رنج کشيده براي اينکه بهداشت،حمام،جاده،سينما،پاساژ،...ندارند به شهرها فرار ميکنند،از زحمت کاشتن و برداشتن فرار کنند،از رنج سرچشمه رفتن،از تلاشهايشان،از کمبودها فرار ميکنند و در وادی بنشين و برداشت کن گم ميشوند. روشنفکران و تحصيل کرده ها از نفهمي گوساله ها فرار ميکنند. عارفان عابدان و زاهدان از ماندن و با مردم بودن فرار ميکنند در غارها گم ميشوند و گم گشته گيشان را پيدا شدن ميدادند. عاشقها به بيابان فرار ميکنند،عالم ها به کتابخانه ها،مصلحان به انزوا،عاقلان به وادی منطق سازی،شاعران به واژه پردازی،همه از نداشتنها،کمبودها،بديها،خرابيها فرار ميکنند،به بيراه ها،و عاقبت همهء فرارها به بيراه ها،گم شدن است.يا کشته شدن روحيه،خفگي همت،خفگي فرياد. و دليل همه اينها شايد ترس از ساختن،تنبلي ساختن باشد.

/ 0 نظر / 5 بازدید