به ياد گذشته ها :

يه بار تو رشت من و ساقي و بهار نشسته بوديم و حرف ميزديم كه ساقي كه سردش شده بود رفت ژاكتش رو بپوشه و هرچي گشت پيداش نكرد و داشت زيرلب غر ميزد كه بهار بهش گفت: خوب ژاكت شيرين رو بپوش همون جاست رو تخت. ساقي با يه نگاه جدي گفت: وا ژاكت شيرين رو بپوشم كه نوچ ميشم.

/ 1 نظر / 6 بازدید
بهار

خیلی باحال بود. تیکه های ساقی رو هیچ وقت فراموش نمی کنم. در نهایت جدیت نکته گفتن کار هر کسی نیست.